تبلیغات
شهید چمران - ایمان به خدا

شهید چمران
 
لبیک یا حسین


یک روز از تظاهرات برگشته بود دیدم صورتش کبود است.یک سرهنگ بهش

کشیده زده بود جای پنج تا انگشتش رو صورتش مانده بود.یکی از فامیلا ارتشی

اومده بود خونه ما نصیحتش کرد بهش گفت:مگه با شاه هم میشه در افتاد؟

بالاخره شاه مملکتمونه باید حواست جمع باشه.

گفت:من نمی فهمم شما چی میگید با این کشیده ای که خورده ام ترسم هم ریخته.حالا

صبر کن،اون شاه شما رو از تخت می کشیم پایین.از مملکت هم بیرونش می کنیم.

منبع:یادگاران.مادران شهدا.

دل روایت:نگاه کنید همچین آدمایی با سن کم چیکارا که نمیکردن

تو جنگ هم همین بود همه اینا عاملش ایمان به خدا بود

 اگه موقع پیروزی انقلاب اسلامی خدا و اهل بیت ع کمکمون نمیکردن چیکار میخواستیم بکنیم؟






طبقه بندی: فیض بوک شهدا**خاطرات**،  روایتگری...، 
برچسب ها: مادران شهدا، خاطرات ایمان به خدا، ایمان، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، خاطرات کوتاه شهیدان، عکس با کیفیت شهید،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اسفند 1392 توسط استاد مصطفی چمران
تمامی حقوق مطالب برای شهید چمران محفوظ می باشد