تبلیغات
شهید چمران - مادر حضرت قاسم(ع)

شهید چمران
 
لبیک یا حسین

دیر رسیدم؛توی قبر گذاشته بودنش.دویدم بالای سرش.همین طور نگاهش میکردم

صورت و ریش هایش خونی بود.سیر نمی شدم از دیدنش.

تمام  بیست و سه سالی که بزرگش کردم،یه طرف و این چند لحظه یه طرف...

انگار مادر حضرت قاسم(ع)بودم.

چقدر لذت داشت دیدنش.فکر می کردم مادر حضرت قاسم(ع) هم همچین حالی داشته


مادر شهید جهان آرا
فرمانده سپاه خرمشهر

برای اینکه درک کنید این مطلبو برید پای حرفای

یه مادر شهید بشینید می بینی چجور با بغض حرف میزنه اونوقت درک می کنی...







طبقه بندی: فیض بوک شهدا**خاطرات**، 
برچسب ها: یه حرف نشنیده شده از مادر شهید جاهن آرا، عکس جهان آرا، بغض مادر شهید، شهادت خوبان، جنگ سایبری علیه شیطان، حدیث عشق، درد و دل،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 تیر 1392 توسط استاد مصطفی چمران
تمامی حقوق مطالب برای شهید چمران محفوظ می باشد